أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

292

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

اى ابو الحسن اين از خاطر خود ببر كه امروز هيچكس مقابل روزبهان نيست در وجد و حال و او اوحد « 67 » اهل خود است در زمان و به اين مقام اشارتيست در آن قصيده كه فرموده : شعر در اين زمانه منم قائد صراط الله * ز حد خاور تا آستانه اقصى روندگان معارف كجا همى بينند « 68 » * كه هست منزل جانم بما وراى ورا و شيخ صاحب سماع بود و در آخر عمر از آن رجوع كرد و سؤال كردند از وى كه چرا سماع نميكنى فرمود كه اكنون از پروردگار ميشنوم پس از آنچه از غير او شنودم اعراض ميكنم . فقيه حسين ميگويد معنى سخن شيخ اين است كه خوض كردم در درياى اسرار قرآن پس شنودم آنها كه در قرآن است از صفات عظيمه و كبريا جلوه كرد بر من بصفت جلال و جمال . و شيخ قدس سره در محله خداش رباطى بنا كرد و ارشاد مريدان ميكرد و طعام بصادر و وارد ميداد و در آخر عمر وى را نوعى از فالج دست داد و هيچ اثر درد نميكرد بتغير حال بلكه شوق و گريه او زياده ميشد و روايت ميكنند در سيرت او كه بعضى از مريدان چون شيخ را مبتلى ديدند مردى را بفرستادند تا از خزانه پادشاه قدرى روغن بلسان خالص طلب كند و چون طلب كرد و بياورد شيخ فرمود خداى تعالى ترا جزاى خير دهاد و به نيت خود برسى بيرون از خانقاه كلب‌گرى خوابيده « 69 » است و اين روغن در وى بمال و بدانك رنج روزبهان نميرود به چيزى از اين روغنهاى دنيا بلكه آن قيدى است از قيدهاى عشق كه خداى تعالى بر پاى روزبهان

--> ( 67 ) - مد : اوجد - در شد الازار نيز اوحد آمده و در ذيل در نسخهء واحد تحرير يافته است . ( 68 ) - روندگان معارف مرا كجا بينند ( شد الازار ) - جها : روندگان معارف نشان كجا بينند . ( 69 ) - مد : برويد از خانقاه كه كلب‌گرى خسبيده است - جها : بيرون از خانقاه كلبى خوابيده .